محمد مفيد مستوفى بافقى
207
جامع مفيدى ( فارسى )
زندگانى است به اكتساب فضايل نفسانى و تحصيل كمالات انسانى صرف نمود و حقايق اكثر علوم معقول و دقايق بيشتر فنون منقول را بر لوح خاطر عاطر نگاشت و كمال حالش به حليهء اصناف فضل و هنر آراسته گشته رايت سخاوت بر افراشت . به طلاقت لسان و فصاحت بيان و حسن خلق و لطف طبع و سلامت نفس مشهور و سرآمد گشت و حكايات غرايب آيات و مسايل فرخنده سمات و اشعار فارسى و تركى به خاطر داشت و پيوسته غمام انعام و احسانش بر فرق اصحاب رشد و رشاد مىباريد . هرگز هيچ آفريده از خوان نعمت و انعام بىكرانش مأيوس و محروم نمىگرديد . زبان ارباب نظم و نثر از شمول مراحم و عواطفش مدحگوى و ثناگستر و به جهت تعظيم و تكريم خواص و عوام اسم شريفش بر زبان آوردن ترك ادب مىدانستند ، لهذا به « آقا » مشهور و معروف گشت ، شعر : دولت جاويد يافت هركه نكو نام زيست * كز عقبش ذكر خير زنده كند نام را و در ايام وزارت و اقتدار آن آصف صفات جم اقتدار شعراى زمان زبان به مدايح او مىگشادند . درين محل به اين چند بيت كه زادهء طبع [ 170 ب ] نجابت و فضيلت پناه نتيجة النجبا سيفا ميرزا مظفرا كه گوى دانش و سخنورى از امثال و اقران ربوده و استعداد و قابليت ظاهرى با نجابت ذاتى جمع نموده در مدح آنجناب به رشتهء نظم كشيده به جهت تبرك ثبت مىشود ، قطعه : شكر كز مكرمت شاه ولايت گوهر * آنكه درياى شرف را بود او درّ صدف جم كى رتبه فريدون سليمان حشمت * كز غلاميش كند قيصر و فغفور شعف شاه شاهان جهان شاه سليمان كه بود * تاج شاهان زمان افسر شاهان سلف خويش را بر در او بندهء رومى بيند * گر سكندر نهد آئينهء انصاف به كف